السيد جعفر السجادي
48
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
ثابت و حاصل نمىشود مگر براى عاقل بالفعل همانطور كه عاقل بالقوه را معقول بالقوه است ما حصل كلام . تمام موجودات را صورتى است جسمانى كه هر گاه در خارج يعنى در موارد خارجى جسمانى باشند صور نوعيهء ماديهء جسمانيهاند و صور معقولهء آنها كه در عالم عقلاند متحد با جوهر عقلىاند به نحو اتحاد خاص نه مانند اتحاد صور خارجيه يا مواردى كه موضوع و محل آنهايند بلكه به نحو اتحاد اعلى و برتر و اشرف . « 1 » فلكل منها صورة جسمانية اذا وجدت فى الخارج اعنى فى المواد الجسمانية كانت صورة نوع مادى و اذا وجد المعقول منها فى عالم العقل كان متحدا بجوهر عقلى - لان التعقل اما عيارة عن حصول الصورة المعقول للعاقل و حلو لهافيه كما هو المشهور و عليه الجمهور و اما باتحادها مع الجوهر العاقل كما هو عندنا . « 2 » و همانطور كه مفهومات متغايره گاه در وجود و حقيقت متحدند و وجود واحد ممكن است مصداق مفاهيم متعددهء متكثره باشد و همهء آنها متحد در وجود باشند و لو آن كه در موردى ديگر موجود به وجودات متعدده باشند در خارج و يا به جهات مختلفه در ذهن . پس ذات مجرد بسيط ، چون مجرد از موضوع است مصداق مفهوم جوهر است و از آن جهت كه صورت مجردهء ماده است مصداق مفهوم عقل است و چون خود بذاته صورت عقليه است مصداق مفهوم معقول است و چون موجود بالذات است مصداق مفهوم عاقل است توضيح آنكه : اتحاد بر سه نوع است يكى آنكه دو وجود كه براى دو چيز است يك چيز شود . دوم آن كه مفهومى از مفهومات يا ماهيتى از ماهيات عين مفهوم يا ماهيت ديگرى شود كه مغاير با آن است به نحوى كه « آن آن » شود از باب حمل اولى ذاتى اين نوع اتحاد مانند نوع اول محال است زيرا نه ذوات مختلفه ممكن است يك ذات شوند و نه مهيات و مفهومات مختلفه يك ماهيت و يا مفهوم شوند . سوم آن كه موجود واحدى مصداق مفهوم عقلى و ماهيت كلى واقع شود بعد از آنكه مصداق مفاهيم متعدد نبوده است و به واسطهء استكمال وجودى مصداق مفاهيم متعدد شده است و اين نوع از اتحاد محال نيست و بلكه واقع است زيرا تمام معانى معقوله كه به طور متفرق در جمادات و نباتات و حيوانات هستند به طور وجود جمعى در انساناند و در مورد اتحاد عاقل و معقول هم يك چيز است كه مفاهيم متعدده بر آن مصداق واحد صادق است و يك وجود است كه هم عقل است هم عاقل و هم معقول و همانطور كه وجود متطور به اطوار مختلف مىشود و در عين حال امر واحد بسيط است نفس هم متطور به اطوار و صور مختلف مىشود و در عين حال يك امر مجرد بسط است كه گاه متشكل به شكل شجر مىشود و گاه حجر و گاه غير آن پس همان عقل است كه عاقل ذات خود است و هم معقول است ذات خود را متطور به اطوار و صور ، و همان نفس است كه مبصر و مبصر و سامع و مسموع است و تجلى آن در بصر ابصار است و در سمع مسموع است
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، ص 227 و رساله عرشيه ، ص 122 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، صص 32 ، 339 .